كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
632
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قُلْ بگو اى محمد كافران را لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ اگر شما مالك شويد و در تصرف آريد خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي خزينهاى روزى پروردگار مرا كه بخلقان مىدهد إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ آنگاه هرآئينه بازايستيد و بخل ورزيد خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ از ترس درويشى يا از خوف كم شدن مال به نفقه دادن ماوردى فرموده كه اگر يكى از آفريدگان مالك خزائن نعم ربانى شود هرگز جود او با جود الهى متساوى نخواهد بود جهت آنكه براى نفس خود چيزى را از ان باز خواهد گرفت و از كم شدن آن خواهد ترسيد و خداى در جود خود ازين دو چيز منزه است وَ كانَ الْإِنْسانُ و هست آدمى قَتُوراً بخيل و جمعكننده وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى و به درستى كه ما داديم موسى را تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ نه آيت روشن يعنى معجزه آشكارا كه آن عصا بود و يد بيضا و سنون و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و نقص ثمرات و غيره نيز گفتهاند چون انفلاق بحر و انفجار آب و رفع طور بر سر بنى اسرائيل و طمس اموال قبطيان و ازاله عقده از زبان وى و فرو بردن عصا حبال و عصاى سحره را و امثال اين و آنچه در حديث صفوان آمده كه دو يهودى از حضرت رسالتپناه ص از تسع آيات پرسيدند و آن حضرت ص جواب دادند كه شرك مياريد و خون به ناحق مكنيد و از زنا و سرقه و اكل ربوا و سعايت و سحر و قذف محصنات دور باشيد و از جهاد مگريزيد مراد از آيات احكام عام است كه در هر ملتى ثابت بوده و لهذا در آخر فرموده كه خاصهء شما كه يهوديد آنكه در روز شنبه از حد فرمان درمگذريد فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ پس بپرس اى محمد ص از بنى اسرائيل يعنى از علماى ايشان همين آيات را تا صدق قول تو بر مشركان ظاهر گردد يا آنكه سؤال كن از يهود إِذْ جاءَهُمْ چون آمد موسى بديشان كه چه گذشت ميان وى و فرعون فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ پس گفت مر موسى را فرعون إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسى به درستى كه من گمان مىبرم ترا اى موسى مَسْحُوراً جادو كرده شده و عقل تو مخبط شده قالَ گفت موسى لَقَدْ عَلِمْتَ به درستى كه تو دانسته بدل خود اگرچه بر زبان تلفظ نمىكنى كه بىشبه ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ نفرستاد اين آيات تسعه را إِلَّا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مگر آفريدگار آسمانها و زمينها بَصائِرَ آيتهاى روشن كه هر يك دليل است بر نبوّت من وَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ و من يقين دانم ترا اى فرعون مَثْبُوراً هلاكشده يا مغلوب يا ناقص العقل فَأَرادَ پس خواست فرعون أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ آنكه برانگيزد و دور كند موسى و قوم او را مِنَ الْأَرْضِ از زمين مصر فَأَغْرَقْناهُ پس غرق گردانيديم او را وَ مَنْ مَعَهُ جَمِيعاً و هر كه با او بود به تمامى .